speak for
/spik fɔr/
1phrase (عبارت)common
عبارت — به نمایندگی صحبت کردن
به نمایندگی صحبت کردنسخنگوی کسی بودن
به نمایندگی از شخص یا گروهی نظر یا خواستهٔ آنها را بیان کردن است.
To express the views or interests of another person or group as their representative.
«نمیتوانم به نمایندگی از کل تیم صحبت کنم.»
“I cannot speak for the whole team.”
«وکیل به نمایندگی از موکلش صحبت کرد.»
“The lawyer spoke for her client.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — نشان دادن
نشان دادنگواه بودن
نشانه یا گواهِ وجود یک ویژگی، احساس یا واقعیت بودن است.
To be evidence of a quality, feeling, or fact.
«سکوت او خودش همهچیز را نشان میدهد.»
“Her silence speaks for itself.”
«نتایج گویای ارزش این روش هستند.»
“The results speak for the method's value.”