speak someone's language
speak some·one's lan·guage/spik ˈsʌmwʌnz ˈlæŋɡwɪdʒ/
1phrase (عبارت)common
عبارت — به زبان کسی حرف زدن
به زبان کسی حرف زدنزبان کسی را صحبت کردن
به زبانی صحبت کردن که یک شخص یا گروه معمولاً به آن حرف میزند.
To use the language that a person or group normally speaks.
«راهنما به زبان بازدیدکنندگان صحبت میکند.»
“The guide speaks the visitors' language.”
«میتوانی به زبان من صحبت کنی؟»
“Can you speak my language?”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — با کسی همزبان بودن
با کسی همزبان بودنزبان کسی را فهمیدن
با علایق، نگرش یا شیوهٔ فکر کردن کسی هماهنگ بودن و او را خوب فهمیدن است.
To understand or appeal to someone's interests, attitudes, or way of thinking.
«آن پیشنهاد با خواستههای مشتریان جور درمیآید.»
“That offer speaks the customers' language.”
«مربی طرز فکر بازیکنان را خوب میفهمد.»
“The coach speaks the players' language.”