spicy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

spi·cy/ˈspaɪ.si/
spicea substance used to flavor food-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): spiciersuperlative (عالی): spiciest

صفت — تند

تنددارای ادویه

دارای طعمی تند و قوی ناشی از ادویه‌ها.

Having a strong, hot flavor from spices.

«من غذای تند مثل کاری و چیلی را دوست دارم.»

I love spicy food like curry and chili.

«این سس برای من خیلی تند است.»

This sauce is too spicy for me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
piquantمعطر و تند

رسمی. بیشتر در زمینه آشپزی برای طعم‌های معتدل و تند به کار می‌رود.

Formal. Used mainly in culinary contexts when describing sharp and pleasantly spicy flavors.

hotتند

محاوره‌ای. معمولاً برای توصیف غذاهای خیلی تند استفاده می‌شود، در موقعیت‌های روزمره جایگزین spicy می‌شود.

Informal. Commonly used to describe food with strong chili heat, interchangeable with spicy in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000