spidery

spi·de·ry/ˈspaɪdəri/
spiderarachnid animal-yhaving qualities of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): spideriersuperlative (عالی): spideriest

صفت — عنکبوتی

عنکبوتینَخی مانند

شبیه عنکبوت، به‌ویژه نازک و ظریف با شاخه‌ها یا امتدادهای متعدد.

Resembling or characteristic of a spider, especially in being thin or delicate with many branches or extensions.

«شاخه‌های درخت پس از یخ‌زدگی ظاهری عنکبوتی پیدا کردند.»

The tree branches had a spidery appearance after the frost.

«او با دستخط نازک و عنکبوتی نوشت.»

She wrote in thin, spidery handwriting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
webbyشبکه‌ای

عامیانه. شباهت به تار عنکبوت را تأکید می‌کند؛ در مکالمات غیررسمی به کار می‌رود.

Informal. Emphasizes resemblance to spider webs; used in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000