spiking

spik·ing/ˈspaɪkɪŋ/
spikesharp pointed object-inggerund or present participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): spikedpast participle (مفعولی): spiked-ing (حال): spiking3rd (سوم): spikes

فعل — افزایش ناگهانی

افزایش ناگهانیشیب تند گرفتن

به طور ناگهانی یا شدید افزایش یافتن

Increasing suddenly or sharply

«دمای هوا این هفته به طور ناگهانی افزایش یافته.»

Temperatures are spiking this week.

«افزایش ناگهانی قیمت‌ها مصرف‌کنندگان را ناراحت کرد.»

Spiking prices upset consumers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surgingافزایش سریع

متداول. افزایش سریع مشابه.

Common. Similar meaning of rapid rise, interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000