spillage

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

spil·lage/ˈspɪlɪdʒ/
spillto cause liquid to flow out-ageresult or related to
noun (اسم)common

اسم — ریزش

ریزشنشت مایع

ریزش یا جریان غیرعمدی مایع از ظرف یا محل.

The act or instance of liquid unintentionally being spilled.

«ریزش روغن روی زمین باعث لغزش شد.»

Spillage of oil on the floor caused slipping.

«برای جلوگیری از لکه، ریزش را سریع تمیز کن.»

Clean the spillage quickly to avoid stains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leakageنشت

معمولی. به ریزش مایع اشاره دارد و گاهی قابل جایگزینی با spillage است.

Common. Refers to liquid escaping containment, sometimes interchangeable with spillage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000