spinner

spin·ner/ˈspɪn.ər/
spinto turn around-eragent or thing that performs an action
noun (اسم)commonplural (جمع): spinners

اسم — چرخاننده

چرخانندهگرداننده

شیء یا کسی که می‌چرخد یا باعث چرخش می‌شود.

An object or person that spins or causes spinning.

«چرخاننده روی چوب ماهیگیری وزن اضافه می‌کند.»

The spinner on the fishing rod adds weight.

«او برای آرامش از یک اسباب‌بازی چرخان استفاده کرد.»

She used a spinner toy to relax.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rotatorچرخاننده

رسمی. دستگاهی که باعث چرخش می‌شود، در زمینه‌های مکانیکی جایگزین است.

Formal. A device that causes rotation, interchangeable in mechanical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000