splotch

/splɑːtʃ/
noun (اسم)commonplural (جمع): splotches

اسم — لکه

لکهکک‌ومک

لکه‌ای نامنظم و نامطلوب، معمولاً از مایع یا رنگ.

An irregularly shaped spot or stain, often of liquid or color.

«روی پیراهنش لکه قرمزی بود.»

There was a red splotch on his shirt.

«نقاش لکه‌های رنگی روی بوم باقی گذاشت.»

The painter left splotches of paint on the canvas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blotchلکه

متداول. به لکه‌های نامنظم اشاره دارد و در بسیاری موارد جایگزین یکدیگرند.

Common. Refers to irregular marks, often on skin or surfaces, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000