spooney

spoo·ney/ˈspuːni/
adjective (صفت)informal

صفت — عاشق‌پیشه

عاشق‌پیشهبیش‌ازحد رمانتیک

بیش از حد احساساتی و عاشقانه، معمولاً به شکلی ساده‌لوحانه.

Excessively romantic or sentimental, often foolishly so.

«او پس از تنها یک قرار عاشق‌پیشه شده بود.»

He was spooney over her after just one date.

«اینقدر عاشق‌پیشه نباش، منطقی فکر کن!»

Don’t be so spooney, think logically!

تفاوت با واژه‌های مشابه
sappyاحساسی

غیررسمی. بیش از حد احساساتی یا ساده در عاشقی، مشابه spooney.

Informal. Excessively sentimental or silly in romance, somewhat like spooney.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000