sappy

sap·py/ˈsæpi/
sapfluid from plants-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): sappiersuperlative (عالی): sappiest

صفت — احساساتی

احساساتیشوریده

بیش از حد احساساتی و احساسی به شکلی که احمقانه یا خجالت‌آور به نظر برسد.

Excessively sentimental or emotional in a way considered silly or embarrassing.

«فیلم آنقدر احساساتی بود که همه را به گریه انداخت.»

The movie was so sappy it made everyone cry.

«او نامه عاشقانه‌ای بیش از حد احساساتی نوشت که دوستانش را خجالت‌زده کرد.»

She wrote a sappy love letter that embarrassed her friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sentimentalاحساساتی

رایج. معنی مشابه، اما sentimental ممکن است مثبت یا خنثی باشد؛ sappy معمولاً منفی و غیررسمی است.

Common. Similar meaning, but 'sentimental' can be positive or neutral; 'sappy' usually negative and more informal.

maudlinزیاد احساسی

رسمی/کم‌تر رایج. به معنای بیش از حد احساساتی به سبک غمگین خودساخته. در زمینه‌های ادبی به جای sappy استفاده می‌شود.

Formal/less common. Means overly emotional, especially in a self-pitying way. Can replace 'sappy' in literary contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000