اسم — فنر
وسیلههای فلزی مارپیچ که پس از فشرده یا کشیده شدن به شکل اولیه برمیگردند.
Coiled metal objects that return to their original shape after being compressed or stretched.
«تشک داخلش دارای فنرهای فلزی است.»
“The mattress has metal springs inside.”
«تعلیق خودرو از فنر برای جذب ضربه استفاده میکند.»
“Car suspension uses springs to absorb shocks.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی. شکل یا شیئی مشابه فنر که معمولاً به صورت کلی به کار میرود.
Technical. A shape or object similar to a spring, often used more generally.
اسم — چشمه
چشمههای کوچک طبیعی آب که از زمین خارج میشوند.
Small natural sources of water flowing from the ground.
«ما از چشمهای در کوه آب تازه نوشیدیم.»
“We drank fresh water from a mountain spring.”
«روستا نزدیک چشمههای طبیعی واقع شده است.»
“The village is located near natural springs.”