square on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/skwɛr ɑn/
phrase (عبارت)common

عبارت — دقیقاً

دقیقاًدرست و حسابی

به‌طور دقیق و درست، در نقطه یا زمان موردنظر.

Accurately, correctly, or exactly at the intended point or time.

«توپ مستقیم به شانه‌اش خورد.»

The ball hit him square on the shoulder.

«ما دقیقاً سر وقت به برنامه رسیدیم.»

We arrived square on time for the show.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000