squamous

squa·mous/ˈskweɪ.məs/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more squamoussuperlative (عالی): most squamous

صفت — پولک‌دار

پولک‌دارپوستی با پولک

دارای یا شامل پولک؛ پولک‌دار.

Covered with or consisting of scales; scaly.

«سلول‌های پوسته‌ای لایه بیرونی پوست را تشکیل می‌دهند.»

Squamous cells form the outer layer of the skin.

«ماهی پوست پولک‌دار برای محافظت دارد.»

The fish has squamous skin for protection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scalyپولک‌دار

مترادف به ویژه در زمینه‌های زیستی.

Synonym used especially in biological contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000