squiggle

squig·gle/ˈskwɪɡəl/
noun (اسم)commonplural (جمع): squiggles

اسم — خط پیچ‌خورده

خط پیچ‌خوردهخط موج‌دار

خط کوتاه، موجدار یا پیچ‌خورده.

A short, wavy, or twisting line or mark.

«او یک خط موج‌دار روی کاغذ کشید.»

He drew a squiggle on the paper.

«امضای بچه شبیه یک خط پیچ‌خورده بود.»

The child’s signature looked like a squiggle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scribbleخط نامنظم

غیررسمی. معمولاً نقاشی سریع یا بی‌دقت، شبیه به squiggle.

Informal. Usually a careless or quick drawing, not always wavy, but similar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000