squib

/skwɪb/
noun (اسم)commonplural (جمع): squibs

اسم — فشفشه کوچک

فشفشه کوچک

یک آتش‌بازی کوچک که با صدای بلند می‌سوزد ولی منفجر نمی‌شود.

A small firework that burns with a loud crack but does not explode.

«بچه‌ها از روشن کردن فشفشه‌های کوچک در تعطیلات لذت بردند.»

Children enjoyed setting off squibs on the holiday.

«فشفشه کوچک به سرعت بدون انفجار خاموش شد.»

The squib fizzled out quickly without explosion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
firecrackerترقه

رایج. آتش‌بازی کوچک انفجاری، شبیه squib اما معمولاً بلندتر و انفجاری‌تر.

Common. A small explosive firework, similar to a squib but usually louder and more explosive.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000