squiffy

squif·fy/ˈskwɪfi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more squiffysuperlative (عالی): most squiffy

صفت — مست کمی

مست کمیسرخوش

کمی مست یا سرخوش به‌خاطر مصرف الکل.

Slightly intoxicated or tipsy.

«بعد از دو لیوان شراب کمی مست شده بود.»

He was feeling a bit squiffy after two glasses of wine.

«اگر کمی مست هستی رانندگی نکن.»

Don’t drive if you’re squiffy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tipsyمست کمی

غیررسمی. برای مستی جزئی استفاده می‌شود و با squiffy قابل تعویض است.

Informal. Used commonly to describe slight drunkenness, interchangeable with 'squiffy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000