tipsy

/ˈtɪpsi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): tipsiersuperlative (عالی): tipsiest

صفت — نیمه‌مست

نیمه‌مستکمی مست

کمی مست یا گیج از الکل.

Slightly intoxicated or dizzy from alcohol.

«بعد از چند نوشیدنی کمی مست شد.»

He felt tipsy after a few drinks.

«او کمی مست بود و بلند می‌خندید.»

She was tipsy and laughing loudly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buzzedکمی مست

غیررسمی. نشان‌دهنده کمی مست بودن، مشابه tipsy.

Informal. Indicates slight intoxication, similar to 'tipsy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000