stag

/stæɡ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stags

اسم — گوزن نر

گوزن نرغزال نر

گوزن نر بالغ، مخصوصاً گوزن سرخ.

An adult male deer, especially a red deer.

«ما یک گوزن نر را در حال دویدن در جنگل دیدیم.»

We saw a stag running through the forest.

«گوزن نر شاخ‌های بزرگی دارد.»

The stag has large antlers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buckآهو نر

رایج. به آهو یا گوزن نر اشاره دارد؛ بسته به گونه قابل جایگزینی است.

Common. Refers to a male deer of various species; often interchangeable with stag but species context matters.

2noun (اسم)informalplural (جمع): stags

اسم — جشن مجردی

جشن مجردیمهمانی مردانه

جشنی که فقط مردان در آن حضور دارند، معمولاً پیش از عروسی (پارتی مجردی).

A social event attended by men only, often before a wedding (called a bachelor party).

«آنان برای داماد جشن مجردی ترتیب دادند.»

They organized a stag night for the groom.

«جشن مجردی در مرکز شهر برگزار شد.»

The stag party was held downtown.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000