staffs

/stɑːfs/
staffa stick or a group of employees-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): staffs

اسم — کارکنان

کارکنانپرسنلهیئت کارمندان

مجموعه‌ای از کارکنان یک سازمان یا یک بخش.

The collective body of employees of an organization or a department.

«کارکنان بیمارستان خستگی‌ناپذیر برای بیماران کار می‌کنند.»

The hospital staffs work tirelessly for patients.

«همه کارکنان به شام سالانه دعوت شده‌اند.»

All staffs are invited to the annual dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
personnelپرسنل

رسمی/فنی. اغلب به افرادی که در یک سازمان استخدام شده‌اند اشاره دارد، به ویژه در بافت نظامی یا شرکتی. 'Staff' می‌تواند به یک گروه خاص (مانند 'کارکنان آموزشی') اشاره کند، در حالی که 'personnel' عمومی‌تر برای همه کارکنان است.

Formal/Technical. Often refers to the people employed in an organization, especially in a military or corporate context. 'Staff' can refer to a specific group (e.g., 'teaching staff'), while 'personnel' is more general for all employees.

employeesکارمندان

رایج/روزمره. افرادی که برای شخص یا سازمان دیگری کار می‌کنند. 'Staff' اغلب زمانی استفاده می‌شود که هویت یا عملکرد جمعی یک گروه تأکید شود، 'employees' بر افراد به عنوان کارگر تمرکز دارد. 'جلسه کارکنان' (staff meeting) رایج است، اما 'جلسه کارمندان' (employee meeting) کمتر رایج است.

Common/Everyday. Individuals who work for another person or organization. 'Staff' is often used when emphasizing a group's collective identity or function, 'employees' focuses on individuals as workers. 'The staff meeting' is common, 'the employee meeting' is less so.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): staves

اسم — عصا

عصاچوبدستیکارکنان (در این معنی کمتر رایج است)

یک چوب یا چماق سنگین که به عنوان سلاح، وسیله کمکی برای راه رفتن، یا نماد اقتدار حمل می‌شود.

A stick or heavy club carried as a weapon, walking aid, or symbol of authority.

«جادوگر پیر به عصای جادویی‌اش تکیه داده بود.»

The old wizard leaned on his magical staff.

«موسی از عصای خود برای شکافتن دریا استفاده کرد.»

Moses used his staff to part the sea.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stickچوب

روزمره. اصطلاح کلی برای تکه‌ای چوب. 'Staff' به چوبی بلندتر، محکم‌تر یا هدفمندتر اشاره دارد که اغلب دارای کاربرد نمادین یا عملی است (مثلاً عصای چوپان). یک کودک با 'چوب' بازی می‌کند، یک جادوگر 'عصا' حمل می‌کند.

Everyday. A general term for a piece of wood. 'Staff' implies a longer, sturdier, or more purposeful stick, often with symbolic or functional use (e.g., a shepherd's staff). A child plays with a 'stick', a wizard carries a 'staff'.

rodمیله

سخت‌تر/فلزی. یک میله یا چوب نازک و مستقیم، اغلب فلزی. 'Staff' معمولاً چوبی یا تشریفاتی است؛ 'rod' صنعتی‌تر یا کاربردی‌تر است. 'Staff' حمایت می‌کند، 'rod' متصل می‌کند یا اندازه‌گیری می‌کند.

More rigid/metallic. A thin, straight bar or stick, often made of metal. 'Staff' is typically wooden or ceremonial; 'rod' is more industrial or functional. A 'staff' supports, a 'rod' connects or measures.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): staffedpast participle (مفعولی): staffed-ing (حال): staffing3rd (سوم): staffs

فعل — کارمند تأمین کردن

کارمند تأمین کردنپرسنل دادن

به (یک سازمان، کسب‌وکار و غیره) کارمند فراهم کردن.

To provide (an organization, business, etc.) with staff.

«دفتر جدید توسط ساکنان محلی اداره خواهد شد.»

The new office will be staffed by local residents.

«باید برای این رویداد داوطلبان کافی تأمین کنیم.»

We need to staff the event with enough volunteers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
manمردمی کردن

تاریخ‌گذشته/جنسیت‌گرا (اما همچنان به صورت خنثی برای 'اداره کردن' استفاده می‌شود). افرادی را برای اداره یا کار فراهم کردن. 'Staff' عموماً برای پر کردن نقش‌ها در یک سازمان ترجیح داده می‌شود، 'man' گاهی اوقات می‌تواند به معنای نقش فعال‌تر و عملی‌تر باشد (مانند 'man the desk').

Dated/Gendered (but still used in a gender-neutral way for 'to operate'). To provide with people to operate or work. 'Staff' is generally preferred for filling roles in an organization, 'man' can sometimes imply a more active, hands-on role (e.g., 'man the desk').

employاستخدام کردن

رایج. به (کسی) کار دادن و به او برای آن پول پرداخت کردن. 'Staff' به عمل پر کردن تمام موقعیت‌های لازم اشاره دارد، در حالی که 'employ' به عمل فردی استخدام اشاره دارد. یک بخش منابع انسانی یک شعبه جدید را با 'استخدام' چند نفر 'پرسنل می‌دهد'.

Common. To give work to (someone) and pay them for it. 'Staff' refers to the act of filling all necessary positions, while 'employ' refers to the individual act of hiring. An HR department 'staffs' a new branch by 'employing' several people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000