stand on one's own feet

/stænd ɒn wʌnz oʊn fiːt/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقل بودن

مستقل بودنروپا ایستادن

مستقل بودن و توانایی حمایت از خود بدون کمک دیگران داشتن.

To be independent and able to support oneself without help from others.

«بعد از دانشگاه او می‌خواست مستقل شود.»

After college, she wanted to stand on her own feet.

«او یاد گرفت که از نظر مالی روی پای خودش بایستد.»

He learned how to stand on his own feet financially.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000