star-crossed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstɑr krɔst/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more star-crossedsuperlative (عالی): most star-crossed

صفت — بدفرجام

بدفرجاممحکوم به شکست

محکوم به پایانی ناخوش به دست سرنوشت، به‌ویژه در عشق.

Doomed by fate to have an unhappy outcome, especially in love.

«آن‌ها زوجی بدفرجام بودند.»

They were a star-crossed couple.

«رمان داستان عشقی بدفرجام را روایت می‌کند.»

The novel tells a star-crossed love story.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000