در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عملی را آغاز کردن یا به وقوع پیوستن.
To begin to do something or to happen.
«فیلم ده دقیقه پیش شروع شد.»
“The movie started ten minutes ago.”
«او هفته گذشته کار جدیدی را آغاز کرد.»
“She started a new job last week.”
باعث به کار افتادن یک ماشین یا موتور شدن.
To cause a machine or engine to begin operating.
«او موتور ماشین را روشن کرد.»
“He started the car engine.”
«تکنسینها سرور جدید را راهاندازی کردند.»
“The technicians started the new server.”