اسم — عصاها
شکل جمع کلمه 'staff' در معنای چوبدستی یا میله چوبی.
The plural form of staff, referring to wooden sticks or rods.
«مردان پیر چوبدستیهای محکم خود را در سفر زیارتی حمل میکردند.»
“The old men carried their sturdy staves on the pilgrimage.”
«بشکهسازان چوب را به الوارهای خمیده برش میدهند تا کنارههای بشکه را تشکیل دهند.»
“Barrel makers cut wood into staves to form the barrel's sides.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاح کلی برای قطعات چوب. 'Staves' به نوعی خاصتر، اغلب تشریفاتی یا سنگین از چوبدستی، یا الوارهای چوبی بشکه اشاره دارد. 'Sticks' گستردهتر است؛ 'staves' معمولاً رسمیتر یا فنیتر است.
Everyday. General term for pieces of wood. 'Staves' implies a more specific, often ceremonial or heavy type of stick, or the wooden slats of a barrel. 'Sticks' is broader; 'staves' is usually more formal or technical.
سختتر/فلزی. میلههای نازک و مستقیم، اغلب از جنس فلز. در حالی که 'staves' معمولاً چوبی یا تشریفاتی هستند، 'rods' اغلب فلزی و کاربردی هستند. آنها مواد و کاربردهای متمایزی دارند.
More rigid/metallic. Thin, straight bars, often made of metal. While 'staves' are typically wooden or ceremonial, 'rods' are often metallic and functional. They are distinct materials and uses.
فعل — دفع کردن
از وقوع چیزی بد یا خطرناک جلوگیری کردن یا به تأخیر انداختن؛ دفع کردن.
To avert or delay something bad or dangerous; to ward off.
«او سعی کرد با خواندن کتاب، بیحوصلگی را از خود دور کند.»
“She tried to stave off boredom by reading a book.”
«این آذوقه برای چند روز از گرسنگی جلوگیری خواهد کرد.»
“The supplies will stave off starvation for a few days.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. (یک اتفاق ناخواسته) را از وقوع بازداشتن یا جلوگیری کردن. 'Stave off' اغلب به معنای تلاش فعال برای دور نگه داشتن چیزی برای مدتی است، در حالی که 'avert' به پیشگیری مستقیمتر اشاره دارد. شما گرسنگی را 'دفع میکنید'، اما فاجعه را 'منحرف میکنید'.
Formal. To turn away or prevent (an undesirable occurrence) from happening. 'Stave off' often implies actively working to keep something at bay for a period, while 'avert' implies a more direct prevention. You 'stave off' hunger, but 'avert' a disaster.