stay away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stay a·way/steɪ əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دور ماندن

دور ماندننزدیک نشدن

به کسی، جایی یا چیزی نزدیک نشدن و از آن دوری کردن است.

To avoid going near a person, place, or thing.

«از حصار شکسته دور بمان.»

“Stay away from the broken fence.”

«او به مرکز خرید شلوغ نرفت.»

“She stayed away from the crowded mall.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
avoid— دوری کردن

خنثی و رایج است. در avoid the area می‌تواند جای stay away from بیاید، اما stay away بیشتر بر فاصلهٔ فیزیکی یا نرفتن به جایی تأکید دارد.

Neutral and common. It can replace 'stay away from' in 'avoid the area,' but 'stay away' stresses physical distance or not visiting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000