stellated

stel·lat·ed/ˈstɛleɪtɪd/
stell-star-atedhaving the form of / characterized by
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more stellatedsuperlative (عالی): most stellated

صفت — ستاره‌ای شکل

ستاره‌ای شکلستاره‌نمامُشَعّب

دارای شکلی ستاره‌مانند؛ از یک مرکز به صورت نقطه‌ای تابش‌کننده.

Having a star-like form; radiating in points from a center.

«چندضلعی ستاره‌ای شکل، نقاط تیزی داشت که به سمت بیرون کشیده شده بودند.»

The stellated polygon had sharp points extending outwards.

«آنها یک الگوی ستاره‌ای شکل را در دانه برف مشاهده کردند.»

They observed a stellated pattern in the snowflake.

متضادها
2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more stellatedsuperlative (عالی): most stellated

صفت — ستاره‌ای (گیاه‌شناسی)

ستاره‌ای (گیاه‌شناسی)

(گیاه‌شناسی) پوشیده از کرک یا فلس‌های ستاره‌ای شکل.

(Botany) Covered with star-shaped hairs or scales.

«کرک‌های ستاره‌ای شکل روی برگ زیر میکروسکوپ قابل مشاهده هستند.»

The stellated hairs on the leaf are visible under a microscope.

«برخی گیاهان دارای تریکوم‌های ستاره‌ای شکل برای محافظت هستند.»

Some plants have stellated trichomes for protection.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000