stempel

stem·pel/ˈstɛmpəl/
noun (اسم)technicalplural (جمع): stempels

اسم — چوب‌بست معدن

چوب‌بست معدنتیر نگهدارنده (در معدن)

تیر چوبی یا فلزی تکیه‌گاهی که در معدن‌کاری برای نگهداری سقف یا دیواره‌های تونل استفاده می‌شود.

A wooden or metal support beam used in mining to hold up the roof or sides of a tunnel.

«معدنچیان برای جلوگیری از ریزش تونل، یک چوب‌بست نصب کردند.»

The miners installed a stempel to prevent the tunnel from collapsing.

«چوب‌بست‌های قدیمی در معدن متروکه پوسیده بودند.»

Old stempels in the abandoned mine were rotting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
propپایه

رایج. یک اصطلاح عمومی برای هر تکیه‌گاهی که برای نگه‌داشتن چیزی به صورت ایستاده یا در جای خود استفاده می‌شود. در بافت معدن‌کاری می‌تواند جایگزین 'stempel' شود، اما 'stempel' خاص‌تر است. 'معدنچی برای ایمن‌سازی تونل از یک پایه استفاده کرد' درست است، اما 'هنرمند از یک پایه برای مجسمه استفاده کرد' به معنای stempel نیست.

Common. A general term for any support used to keep something upright or in position. Can be used interchangeably with 'stempel' in a mining context, but 'stempel' is more specific. 'The miner used a prop to secure the tunnel' works, 'The artist used a prop for the sculpture' does not imply stempel.

postتیرک

رایج. قطعه‌ای محکم از چوب یا فلز که به صورت عمودی قرار داده شده، اغلب به عنوان تکیه‌گاه یا نشانگر. می‌تواند برای تکیه‌گاه‌های معدن استفاده شود، اما 'stempel' عملکرد خاص آن را در معدن مشخص می‌کند. 'یک تیرک چوبی سقف را نگه می‌داشت' درست است، 'یک تیرک حصار' به معنای stempel نیست.

Common. A sturdy piece of timber or metal set upright, often as a support or marker. Can be used for mine supports, but 'stempel' specifies its particular function in mining. 'A wooden post supported the roof' works, 'A fence post' does not imply stempel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000