step back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stɛp bæk/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عقب رفتن

عقب رفتنیک قدم عقب رفتن

یک قدم یا کمی به عقب رفتن.

To move one step or a short distance backward.

«لطفاً از لبه یک قدم عقب برو.»

“Please step back from the edge.”

«وقتی سگ پارس کرد، او عقب رفت.»

“He stepped back when the dog barked.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کمی فاصله گرفتن

کمی فاصله گرفتنیک قدم عقب کشیدن

برای نگاه کردن آرام‌تر و بی‌طرفانه‌تر به یک موقعیت، موقتاً فاصله گرفتن.

To pause involvement in order to view a situation more calmly or objectively.

«کمی فاصله بگیر و کل مسئله را ببین.»

“Step back and look at the whole problem.”

«او پیش از تصمیم‌گیری کمی فاصله گرفت.»

“She stepped back before making a decision.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000