stick a fork in something

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick a fork in some·thing/stɪk ə fɔrk ɪn ˈsʌmθɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تمام‌شده دانستن

تمام‌شده دانستنکار را تمام تلقی کردن

اعلام کردن که چیزی تمام شده یا دیگر فایده‌ای ندارد.

To declare that something is finished or no longer useful.

«پروندهٔ پروژه را ببند؛ تمام شده است.»

Stick a fork in the project; it is done.

«می‌توانیم آن برنامهٔ قدیمی را تمام‌شده بدانیم.»

We can stick a fork in that old plan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finishتمام کردن

روزمره. برای تمام‌کردن یک کار می‌تواند جای این عبارت بیاید: finish the project درست است. stick a fork in something محاوره‌ای است و اغلب می‌رساند که برنامه شکست خورده یا دیگر نجات‌دادنی نیست.

Everyday. It can replace this phrase for completing a task: 'finish the project' works. 'Stick a fork in something' is informal and often means that a plan has failed or is beyond saving.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000