continue

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

con·tin·ue/kənˈtɪn.juː/
con-together / withtinhold / keep-ueverb suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): continuedpast participle (مفعولی): continued-ing (حال): continuing3rd (سوم): continues

فعل — ادامه دادن

ادامه دادنادامه یافتن

ادامه دادن کاری بدون توقف

To keep doing something without stopping

«با وجود قطع شدن، او به صحبت کردن ادامه داد.»

“She continued speaking despite the interruption.”

«باران تمام شب ادامه داشت.»

“The rain continued all night.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
persist— پافشاری کردن

رسمی. وقتی تاکید بر پافشاری در مواجهه با سختی باشد جایگزین continue می‌شود ولی برای کارهای معمولی مناسب نیست.

Formal. Can replace 'continue' when emphasizing determination despite difficulty, e.g. 'persist in trying'. Less suitable for general ongoing actions.

carry on— ادامه دادن

غیررسمی. در مکالمات روزمره معمولاً قابل جایگزینی با continue است، مخصوصاً درباره انجام کار یا رفتار.

Informal. Often interchangeable with 'continue' in everyday spoken English, especially for actions or behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000