stick one's nose into

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick one's nose in·to/stɪk wʌnz noʊz ˈɪntu/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دخالت بی‌جا کردن

دخالت بی‌جا کردنسرک کشیدن در کار دیگران

بی‌آنکه از آدم خواسته باشند، در کار خصوصی دیگران دخالت کردن.

To become involved in someone else's private business without being invited.

«در دعوای آن‌ها دخالت نکن.»

Don't stick your nose into their argument.

«او همیشه در حرف‌های خصوصی اداره سرک می‌کشد.»

He always sticks his nose into office gossip.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000