sticky fingers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick·y fin·gers/ˈstɪki ˈfɪŋɡɚz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دست‌کج بودن

دست‌کج بودنعادت به دزدی

تمایل به دزدیدن چیزها، به‌ویژه وسایل کوچک.

A tendency to steal things, especially small items.

«مغازه‌دار شک داشت که او دست‌کج باشد.»

“The shopkeeper suspected him of having sticky fingers.”

«دست‌کجی می‌تواند باعث از دست‌دادن کار شود.»

“Sticky fingers can cost a worker a job.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
thievery— دزدی

رسمی. برای دزدی به‌طور کلی به‌کار می‌رود: the store reported thievery درست است. sticky fingers خودمانی‌تر است و اغلب دزدی‌های کوچکِ یک فرد را می‌رساند.

Formal. It can describe stealing in general: 'the store reported thievery' works. 'Sticky fingers' is more informal and often suggests petty theft by a particular person.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000