در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که در فروشگاه یا انبار مسئول چیدن و پر کردن قفسهها با کالاهاست.
A person employed to replenish shelves with goods in a store or warehouse.
«انباردار جدید به سرعت یاد گرفت که هر چیزی کجا نگهداری میشود.»
“The new stocker quickly learned where everything was kept.”
«ما به یک قفسهچین دیگر در شیفت شب نیاز داریم.»
“We need another stocker on the night shift.”
رسمی/فنی. میتواند برای کسی که محصولات را میچیند استفاده شود، اما اغلب به معنای برنامهریزی استراتژیکتر برای نمایش محصول است تا صرفاً پر کردن قفسهها. 'یک ویزیتور/بازاررسان چیدمان محصولات را برنامهریزی میکند' کاربرد دارد، اما 'یک ویزیتور/بازاررسان قفسهها را بارگیری میکند' کمتر رایج است.
Formal/Technical. Can be used for someone who arranges products, but often implies more strategic planning of product display rather than just replenishing. 'A merchandiser plans product layouts' works, but 'a merchandiser loads shelves' is less common.
حیوانی، به ویژه جوان، که برای پرواربندی نگهداری میشود و سپس برای گوشت فروخته میشود.
An animal, especially a young one, kept for fattening before being sold for meat.
«آنها چند دام پرواربندی خریدند تا برای زمستان پرورش دهند.»
“They bought a few stockers to raise for the winter.”
«گوسالههای پرواری بخش مهمی از صنعت گوشت گاو هستند.»
“Stocker calves are an important part of the beef industry.”
فنی/کشاورزی. در این بافت کشاورزی خاص مستقیماً جایگزین 'stocker' میشود. 'گاوهای پرواری برای گوشت پرورش داده میشوند' کاربرد دارد.
Technical/Agricultural. Directly interchangeable with 'stocker' in this specific agricultural context. 'Feeder cattle are raised for meat' works.