stock

/stɒk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stocks

اسم — موجودی

موجودیانبار کالا

کالاها یا محصولاتی که در محل کسب‌وکار یا انبار نگهداری می‌شوند و برای فروش یا توزیع در دسترس هستند.

The goods or merchandise kept on the premises of a business or warehouse and available for sale or distribution.

«مغازه موجودی زیادی از سبزیجات تازه دارد.»

The shop keeps a large stock of fresh vegetables.

«باید قبل از تمام شدن، موجودی بیشتری سفارش دهیم.»

We need to order more stock before we run out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inventoryموجودی

فنی/رسمی. اغلب در زمینه کسب‌وکار برای لیست دقیق اقلام استفاده می‌شود. وقتی به کالاهای یک کسب‌وکار اشاره دارد، با 'stock' قابل تعویض است. مثال: 'ما باید سطح موجودی خود را بررسی کنیم.' در مقابل 'فروشگاه موجودی زیادی از کتاب دارد.'

Technical/formal. Often used in a business context for a detailed list of items. Interchangeable with 'stock' when referring to items a business has. Example: 'We need to check our inventory levels.' vs. 'The store has a large stock of books.'

merchandiseکالا

رایج. به طور کلی‌تر به کالاهای فروشی اشاره دارد و اغلب انواع مختلف اقلام را شامل می‌شود. وقتی در مورد اقلام ارائه شده به مشتریان صحبت می‌شود، قابل تعویض است. مثال: 'کالاهای جدید رسیده‌اند.' در مقابل 'فروشگاه موجودی محدودی از آن کالا دارد.'

Common. Refers more generally to goods for sale, often implying a variety of items. Interchangeable when talking about items offered to customers. Example: 'The new merchandise has arrived.' vs. 'The store has limited stock of that item.'

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): stocks

اسم — سهام

سهامسرمایه

بخشی یا سهمی از سرمایه یک شرکت که توسط فرد یا گروهی نگهداری می‌شود.

A share or a portion of the capital of a company, held by an individual or group.

«او تمام پس‌انداز خود را در سهام شرکت سرمایه‌گذاری کرد.»

He invested all his savings in company stock.

«بازار سهام روز خوبی داشت.»

The stock market had a good day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharesسهام

رایج. در این زمینه تقریباً مترادف 'stock' است و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. 'shares' می‌تواند به واحدهای تکی نیز اشاره کند. مثال: 'او ۱۰۰ سهم از سهام اپل را خرید.' در مقابل 'سرمایه‌گذاری در بازار سهام.'

Common. Nearly identical in meaning to 'stock' in this context, often used interchangeably. 'Shares' can also refer to individual units. Example: 'He bought 100 shares of Apple stock.' vs. 'Investing in the stock market.'

equityحقوق صاحبان سهام

رسمی/فنی. به ارزش سهم مالکیت در یک شرکت اشاره دارد که اغلب گسترده‌تر از صرفاً سهام است. در بحث درباره سهم مالکیت، قابل تعویض است. مثال: 'حقوق صاحبان سهام او در شرکت قابل توجه است.' در مقابل 'او سهام زیادی دارد.'

Formal/technical. Refers to the value of ownership interest in a company, often broader than just shares. Interchangeable when discussing the owner's stake. Example: 'His equity in the company is substantial.' vs. 'She owns a lot of stock.'

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): stockedpast participle (مفعولی): stocked-ing (حال): stocking3rd (سوم): stocks

فعل — موجود کردن

موجود کردنذخیره کردن

موجودی از چیزی را برای فروش یا استفاده در دسترس داشتن یا نگهداری کردن.

To have or keep a supply of something available for sale or use.

«سوپرمارکت محصولات ارگانیک موجود می‌کند.»

The supermarket stocks organic produce.

«ما باید برای زمستان از مایحتاج ضروری ذخیره کنیم.»

We need to stock up on essentials for the winter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supplyتامین کردن

رایج. بر تامین چیزی، اغلب در مقادیر زیاد، تمرکز دارد. وقتی معنی آن ارائه کالا باشد، قابل تعویض است. مثال: 'ما بیمارستان‌ها را با تجهیزات پزشکی تامین می‌کنیم.' در مقابل 'فروشگاه طیف گسترده‌ای از محصولات را موجود می‌کند.'

Common. Focuses on providing something, often in larger quantities. Interchangeable when the meaning is to provide goods. Example: 'We supply hospitals with medical equipment.' vs. 'The store stocks a wide range of products.'

furnishتجهیز کردن

رسمی. به معنای فراهم کردن آنچه لازم است، اغلب با تأکید بر تجهیزات یا تدارکات برای یک مکان. وقتی به معنای تجهیز کردن با وسایل باشد، قابل تعویض است. مثال: 'آنها آپارتمان را با مبلمان جدید تجهیز کردند.' در مقابل 'انباری به خوبی با غذا ذخیره شده است.'

Formal. Implies providing what is needed, often with an emphasis on equipment or provisions for a place. Interchangeable when meaning to equip with items. Example: 'They furnished the apartment with new furniture.' vs. 'The pantry is well stocked with food.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000