stitches

/ˈstɪtʃɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): stitches

اسم — دوخت‌ها

دوخت‌هانخ بخیه

حلقه‌های نخ که برای دوختن زخم یا پارچه به‌کار می‌روند.

Loops of thread used to sew a wound or fabric together.

«دکتر روی انگشت بریده شده بخیه زد.»

The doctor put stitches on the cut finger.

«برای آن زخم عمیق به بخیه نیاز داری.»

You need stitches for that deep wound.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suturesبخیه‌ها

اصطلاح پزشکی برای دوخت زخم.

Medical term for stitches used to close wounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000