در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حلقههایی روی زین اسب برای گذاشتن پاها و کمک به سوارکاری.
Loops on a saddle for the rider’s feet, to help mount and balance.
«قبل از سواری، پاهایش را در دوشاخها گذاشت.»
“He placed his feet in the stirrups before riding.”
«کرایهها به سوارکار کمک میکنند تعادل خود را حفظ کند.»
“Stirrups help the rider stay balanced.”