strafed

/ˈstreɪft/
verb (فعل)formalpast (گذشته): strafedpast participle (مفعولی): strafed-ing (حال): strafing3rd (سوم): strafes

فعل — حمله هوایی مسلسل‌وار

حمله هوایی مسلسل‌واربمباران مسلسل‌وار

بارها با شلیک مسلسل از هواپیمای پرواز پایین حمله کردن.

To attack repeatedly with gunfire from low-flying aircraft.

«نیروها مواضع دشمن را مسلسل‌وار هدف گرفتند.»

The troops strafed the enemy positions.

«هواپیما در طول جنگ روستا را مسلسل‌وار بمباران کرد.»

The aircraft strafed the village during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackحمله کردن

اصطلاح کلی، کمتر به روش اشاره می‌کند.

General term, less specific about method.

bombardبمباران کردن

رسمی. معنای گسترده‌تر حمله با مواد منفجره.

Formal. Broader sense of attack, often with explosives.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000