strick

/strɪk/
noun (اسم)archaicplural (جمع): stricks

اسم — دسته الیاف

دسته الیافبسته کتان

دسته‌ای کوچک یا یک دسته الیاف کتان یا کنف آماده برای ریسندگی.

A handful or small bundle of dressed flax or hemp fibers, ready for spinning.

«او با دقت یک دسته کتان را برای چرخ ریسندگی آماده کرد.»

She carefully prepared a strick of flax for the spinning wheel.

«بافنده به چندین دسته کنف برای پارچه زبر نیاز داشت.»

The weaver needed several stricks of hemp for the coarse fabric.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hankکلاف

فنی. به کلاف یا دوک نخ یا رشته اشاره دارد. در حالی که 'strick' مخصوص الیاف خام است، 'hank' برای نخ پردازش‌شده است، بنابراین مستقیماً قابل تعویض نیستند اما در صنعت فرآوری الیاف مرتبط هستند.

Technical. Refers to a coil or skein of yarn or thread. While 'strick' is specifically for raw fibers, 'hank' is for processed thread, so not directly interchangeable but related in the fiber processing industry.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000