string along

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

string a·long/strɪŋ əˈlɔŋ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سر دواندن

سر دواندنوعدهٔ توخالی دادن

کسی را با ایجاد امیدی که قصد عملی کردنش را نداری، معطل و فریب دادن.

To deceive someone by making them believe that something will happen.

«اگر علاقه‌ای نداری، او را سر ندوان.»

“Don't string her along if you are not interested.”

«او هفته‌ها ما را با وعده‌هایش معطل کرد.»

“He strung us along for weeks.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — همراه شدن

همراه شدندنبال کسی رفتن

همراه کسی رفتن یا به او ملحق شدن.

To go with someone or accompany them.

«اگر دوست داری می‌توانی با ما همراه شوی.»

“You can string along with us if you like.”

«برادرش هم تا بازار همراهشان رفت.»

“Her brother strung along to the market.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000