stubbly

stub·bly/ˈstʌbli/
stubbleshort, rough beard hairs-ycharacterized by or full of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): stubbiersuperlative (عالی): stubbiest

صفت — تناق مرده

تناق مردهروییده از ریش کوتاه

داشتن مو یا ریش کوتاه و زبر مانند ته ریش.

Having short, rough hair or beard growth, like stubble.

«بعد از سه روز ریش تناقی داشت.»

He had a stubbly beard after three days.

«چانه مرد تناقی بود و نشان می‌داد که ریش نزده است.»

The man's stubbly chin showed he hadn't shaved.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughزبر

روزمره. در وصف بافت می‌تواند جایگزین 'stubbly' شود اما نه برای مو یا ریش.

Common. Can replace 'stubbly' in contexts describing texture but not specifically hair or beard.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000