stub

/stʌb/
noun (اسم)commonplural (جمع): stubs

اسم — قطعه کوتاه

قطعه کوتاهباقیمانده

قسمت کوچکی که از چیزی شکسته یا قطع شده باقی مانده است.

A small remaining part of something that is broken or cut off.

«قطعه کوتاه مداد خیلی کوتاه بود که بتوان استفاده کرد.»

The pencil's stub was too short to use.

«او سیگار را تا آخرین قسمت آن کشید.»

He smoked the cigarette down to the stub.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stumpتنه کوتاه

معمولی. به ویژه به تنه‌های باقی‌مانده درخت اشاره دارد.

Common. Refers especially to tree trunks left after cutting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000