اسم — تکیهگاهها
جمع strut؛ تکیهگاهها یا نگهدارندههای سازهای در ساختمانها، وسایل نقلیه یا آناتومی.
Plural of strut; structural supports or braces in buildings, vehicles, or anatomy.
«تکیهگاهها بالهای هواپیما را نگه میدارند.»
“The struts support the airplane's wings.”
«استراتهای خودرو به جذب ضربه کمک میکنند.»
“Car struts help absorb shocks.”
فعل — با شکوه راه رفتن
شخص سوم فعل strut؛ با راه رفتن پرابهت یا خشک و قابل توجه حرکت کردن.
Third person singular of strut; to walk proudly or stiffly with a noticeable gait.
«او با اعتماد به نفس روی صحنه گام برمیدارد.»
“He struts confidently across the stage.”
«خروس به طور پرابهت در حیاط قدم میزند.»
“The rooster struts around the yard.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. نشان دهنده راه رفتن چشمگیر مانند strut است ولی ممکن است نمایش بیشتری را القا کند.
Informal. Suggests walking in a showy way like strut but can imply more public display.