studded

stud·ded/ˈstʌdɪd/
studa small raised ornament or attachment-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — میخکوب شده

میخکوب شدهتزئین‌شده با میخ یا قطعات برجسته

پر شده از قطعات کوچک برجسته یا میخ‌کوبی شده برای تزئین یا حفاظت.

Decorated or covered with many small raised pieces or studs.

«او کت چرمی میخ‌کوب شده به تن داشت.»

She wore a studded leather jacket.

«کمربند پر شده از قطعات فلزی است.»

The belt is studded with metal pieces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spikedنوک‌تیز شده

غیررسمی. به معنی داشتن نوک‌های تیز به جای قطعات مسطح است، معمولاً برای ظاهر یا محافظت.

Informal. Implies pointed spikes rather than flat studs, often for style or protection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000