verb (فعل)informalpast (گذشته): submarinedpast participle (مفعولی): submarined-ing (حال): submarining3rd (سوم): submarines
فعل — با زیردریایی حمله کرد
با زیردریایی حمله کردمخفیانه ضربه زد
با زیردریایی عمل کردن یا حمله کردن؛ به صورت استعاری به معنای به طور مخفیانه ضربه زدن یا تضعیف کردن.
Operated or attacked with a submarine; metaphorically, to undermine or strike secretly.
«ناوگان نیروی دریایی شبانه به ناوگان دشمن حمله زیردریایی کرد.»
“The navy submarined the enemy fleet during the night.”
«او احساس کرد از طرف همکارانش به صورت مخفیانه تضعیف شده است.»
“He felt submarined by his colleagues at work.”