succulent

suc·cu·lent/ˈsʌk.jʊ.lənt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more succulentsuperlative (عالی): most succulent

صفت — آبدار

آبدارگوشت‌دار

دارای بخش‌های ضخیم و آبدار که آب را ذخیره می‌کنند، به ویژه گیاهان.

Having thick, juicy parts that store water, especially plants.

«برگ‌های گوشت‌دار آب را برای فصل‌های خشک ذخیره می‌کنند.»

The succulent leaves store water for dry seasons.

«او از گوشت آبدار استیک کبابی لذت برد.»

She enjoyed the succulent meat of the grilled steak.

تفاوت با واژه‌های مشابه
juicyآبدار

رایج. در توصیف غذا قابل جایگزینی است ولی برای گیاهان کمتر دقیق است.

Common. Interchangeable when describing food but less precise for plants.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000