succor

suc·cor/ˈsʌkər/
1noun (اسم)formal

اسم — کمک

کمکیاریپشتیبانی

کمک و پشتیبانی در مواقع سختی و پریشانی.

Assistance and support in times of hardship and distress.

«این سازمان به پناهندگان کمک می‌کند.»

The organization provides succor to refugees.

«آنها به قربانیان سیل یاری رساندند.»

They offered succor to the flood victims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aidکمک

رایج. یک اصطلاح کلی برای کمک یا مساعدت. در بیشتر زمینه‌ها کاملاً قابل تعویض است، اما 'succor' اغلب به کمک به طور خاص در مواقع نیاز یا رنج بزرگ اشاره دارد و لحنی کمی رسمی‌تر یا ادبی دارد.

Common. A general term for help or assistance. Fully interchangeable in most contexts, but 'succor' often implies help specifically in times of great need or suffering, carrying a slightly more formal or literary tone.

reliefتسکین

رایج. کمک، به ویژه در قالب غذا، پول یا لوازم پزشکی، که به نیازمندان داده می‌شود. هنگام اشاره به تسکین مادی یا عاطفی قابل تعویض است، اما 'relief' بر تسکین درد یا پریشانی تمرکز دارد.

Common. Assistance, especially in the form of food, money, or medical supplies, given to those in need. Interchangeable when referring to material or emotional alleviation, but 'relief' focuses on the alleviation of pain or distress.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): succoredpast participle (مفعولی): succored-ing (حال): succoring3rd (سوم): succors

فعل — کمک کردن

کمک کردنیاری رساندننجات دادن

به کسی که در مضیقه است کمک یا یاری رساندن.

To give assistance or aid to someone in distress.

«ما باید به آسیب‌دیدگان فاجعه یاری رسانیم.»

We must succor those affected by the disaster.

«او برای کمک به کودک مجروح شتافت.»

He rushed to succor the injured child.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assistکمک کردن

رایج. به کسی کمک کردن. کاملاً قابل تعویض است، اما 'succor' به کمک به کسی در موقعیت وخیم‌تر یا جدی‌تر اشاره دارد، اغلب با مفهوم عاطفی یا حمایتی بیشتر.

Common. To help someone. Fully interchangeable, but 'succor' implies assisting someone in a more dire or serious situation, often with a more emotional or protective connotation.

relieveتسکین دادن

رایج. تسکین دادن یا از بین بردن درد، اضطراب یا پریشانی. هنگام کمک به کاهش رنج قابل تعویض است، اما 'succor' گسترده‌تر است و می‌تواند به کمک عمومی اشاره داشته باشد، نه فقط تسکین.

Common. To alleviate or remove pain, anxiety, or distress. Interchangeable when the assistance aims to lessen suffering, but 'succor' is broader and can refer to general help, not just alleviation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000