در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
منحصر به فرد و در طبقهای خاص قرار گرفته.
Of its own kind; unique and in a category by itself.
«او سبکی منحصر به فرد در هنر ایجاد کرد.»
“He created a sui style of art.”
«این اثر خاص و غیرقابل مقایسه است.»
“This work is sui and cannot be compared.”
رایج. معنای مشابه، برای چیز منحصر به فرد به کار میرود.
Common. Similar meaning, widely used for something one of a kind.
رسمی. بر ویژگیهای خاصی که چیز را متمایز میکند تأکید دارد.
Formal. Emphasizes distinctive qualities that set something apart.