suggests

sug·gests/səˈdʒests/
verb (فعل)commonpast (گذشته): suggestedpast participle (مفعولی): suggested-ing (حال): suggesting3rd (سوم): suggests

فعل — پیشنهاد می‌دهد

پیشنهاد می‌دهداظهار می‌کند

به عنوان احتمال یا ایده‌ای مطرح کردن

To mention or say something as a possibility or idea

«او پیشنهاد می‌کند رستوران جدیدی را امتحان کنیم.»

She suggests we try a new restaurant.

«این شواهد نشان می‌دهد که او بی‌گناه است.»

This evidence suggests he is innocent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impliesدلالت می‌کند

رایج. وقتی چیزی به طور غیرمستقیم چیزی را نشان می‌دهد کاربرد دارد.

Common. Often used when something indirectly indicates something else.

proposesپیشنهاد می‌دهد

رسمی. وقتی یک ایده برای بررسی ارائه می‌شود.

Formal. When presenting an idea for consideration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000