proposes

pro·pos­es/prəˈpoʊzɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): proposedpast participle (مفعولی): proposed-ing (حال): proposing3rd (سوم): proposes

فعل — پیشنهاد دادن

پیشنهاد دادنخواستگاری کردن

ارائه یا پیشنهاد یک ایده، طرح یا ازدواج

To suggest or put forward an idea, plan, or marriage

«او برای پروژه طرح جدیدی پیشنهاد می‌کند.»

She proposes a new plan for the project.

«او در آخر هفته از دوست دخترش خواستگاری می‌کند.»

He proposes to his girlfriend on the weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suggestپیشنهاد دادن

رایج. برای مورد بررسی قرار دادن یا مطرح کردن.

Common. To mention or bring up for consideration.

offerارائه دادن

رایج. ارائه یا دادن برای قبول یا رد.

Common. To present or give for acceptance or rejection.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000