suggest

sug·gest/səˈdʒɛst/
sug-under / subgestcarry / bear
1verb (فعل)commonpast (گذشته): suggestedpast participle (مفعولی): suggested-ing (حال): suggesting3rd (سوم): suggests

فعل — پیشنهاد دادن

پیشنهاد دادنتوصیه کردنایده دادن

یک ایده یا طرح را برای بررسی مطرح کردن.

To put forward an idea or plan for consideration.

«پیشنهاد می‌کنم الان استراحت کنیم.»

I suggest we take a break now.

«او رویکرد جدیدی برای مشکل پیشنهاد کرد.»

She suggested a new approach to the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proposeپیشنهاد کردن

رسمی. اغلب برای ایده‌ها، طرح‌ها یا حرکات رسمی مهم‌تر استفاده می‌شود. 'پیشنهاد یک راه‌حل' یا 'پیشنهاد ازدواج' رایج هستند. 'suggest an idea' روزمره‌تر از 'propose an idea' است.

Formal. Often used for more significant ideas, plans, or formal motions. 'Propose a solution' or 'propose marriage' are common. 'Suggest an idea' is more everyday than 'propose an idea'.

recommendتوصیه کردن

رایج. به معنای تأیید یا باور قوی‌تر به خوبی یا مناسب بودن چیزی است، اغلب بر اساس تجربه. 'من این رستوران را توصیه می‌کنم' دلالت بر رضایت شخصی دارد، در حالی که 'من این رستوران را پیشنهاد می‌کنم' خنثی‌تر است.

Common. Implies a stronger endorsement or belief that something is good or suitable, often based on experience. 'I recommend this restaurant' implies personal satisfaction, while 'I suggest this restaurant' is more neutral.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): suggestedpast participle (مفعولی): suggested-ing (حال): suggesting3rd (سوم): suggests

فعل — دلالت داشتن بر

دلالت داشتن برنشان دادناشاره کردن

باعث شدن که کسی فکر کند چیزی وجود دارد یا درست است؛ دلالت کردن بر.

To cause one to think that (something) exists or is true; to imply.

«شواهد نشان می‌دهد که او بی‌گناه است.»

The evidence suggests he is innocent.

«لحن او نشان می‌داد که آزرده‌خاطر است.»

Her tone suggested she was annoyed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
implyاشاره داشتن

رایج. 'Imply' اغلب به معنا یا حقیقتی اشاره دارد که به‌طور غیرمستقیم یا بدون بیان صریح منتقل می‌شود. 'سکوت او دلالت بر موافقت داشت' شبیه به 'سکوت او موافقت را نشان می‌داد' است.

Common. 'Imply' often refers to meaning or truth that is conveyed indirectly or without being explicitly stated. 'His silence implied agreement' is similar to 'his silence suggested agreement'.

indicateنشان دادن

رایج. 'Indicate' اغلب مستقیم‌تر یا قابل مشاهده‌تر است و به یک نشانه یا علامت اشاره دارد. 'دود نشان دهنده آتش است' یک نشانه واضح‌تر از 'دود آتش را پیشنهاد می‌کند' است که دلالت بر استنتاج بیشتری دارد.

Common. 'Indicate' is often more direct or observable, referring to a sign or symptom. 'The smoke indicates fire' is a clearer sign than 'the smoke suggests fire', which implies more inference.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000