suitor

suit·or/ˈsuːtər/
noun (اسم)formalplural (جمع): suitors

اسم — خواستگار

خواستگارعاشق

کسی که خواستگار است یا قصد ازدواج دارد.

A person who courts or seeks to marry someone.

«او همه خواستگارهایش را رد کرد.»

She refused all her suitors.

«خواستگار با اضطراب منتظر جواب بود.»

The suitor waited nervously for an answer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
admirerعاشق

رایج. کسی که علاقه عشقی نشان می‌دهد ولی لزوماً خواستگار رسمی نیست.

Common. Someone who shows romantic interest but not necessarily formally courting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000